حسن سيد اشرفى
655
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
انشاء طلب استعمال شده ولى انگيزهء اين استعمال يعنى انشاء طلب گاهى حقيقتا همان طلب حقيقى و برانگيختن مخاطب به سوى مأمور به بوده و گاهى انگيزه از انشاء طلب با صيغهء امر يكى از امور ذكر شده مىباشد . « 1 » 577 - اگر استعمال صيغهء امر در انشاء طلب باشد ولى با دواعى گوناگون آيا معنايش اين نيست كه در هريك از اين معانى و دواعى استعمال شده مشترك لفظى مىباشد ؟ ( و قصارى . . . فلا تغفل ) ج : مىفرمايد : با توجه به اينكه دواعى در انشاء طلب با صيغهء امر متعدّد است نهايت توضيح و مطلبى كه در خصوص موضوع له و استعمال حقيقى صيغهء امر مىتوان گفت چنين است : صيغهء امر وضع شده براى انشاء طلب با انگيزهء بعث و تحريك مخاطب براى انجام مأمور به و متعلّق امر و نه با انگيزهء ديگر مثل تهديد و غيره . بنابراين ، اگر با صيغهء امر ، انشاء طلب شود به انگيزهء تهديد يا تمنّى و غيره ، در واقع انشاء طلب به نحو مجاز بوده و استعمال صيغهء امر در غير موضوع له و معناى مجازى مىباشد . « 2 » پس انشاء طلب به نحو مجاز ( استعمال مجازى ) غير از استعمال صيغهء امر در تهديد و غيره به نحو حقيقت و اينكه اين معانى از معانى موضوع له براى صيغه بوده مىباشد . 578 - بيان مصنّف در « ايقاظ » نسبت به ساير صيغههاى انشائى با توجه به بيانى كه در معناى صيغه امر داشتند چيست ؟ ( انّ ما ذكرناه . . . غيرها أخرى ) ج : مىفرمايد : همانطور كه در معناى صيغه امر گفته شد ؛ معناى صيغه امر يك چيز بوده و آن عبارت از انشاء طلب با داعى بعث و تحريك مىباشد . در صيغههاى انشائى ديگر مثل تمنّى ، استفهام و ترجّى نيز همين معنا جارى است . يعنى اين صيغهها وضع شدهاند براى انشاء تمنّى ، ترجّى و استفهام ولى داعى در اين انشاء متفاوت است . اگر صيغهء تمنّى با داعى حقيقى تمنّى در تمنّى و صيغهء ترجّى با داعى حقيقى ترجّى در ترجّى و صيغهء
--> ( 1 ) - يعنى صيغهء امر اصلا در اين معانى استعمال شده است بلكه معانى ياد شده از دواعى مىباشند . ( 2 ) - در اينجا مصنّف از باب مماشات قبول مىكند كه اگر هم بپذيريم در اين معانى استعمال شده ولى به نحو مجاز بوده و نه حقيقت .